زندگینامه
|
|
قیصر امینپور متولد دوم اردیبهشت 1338 دزفول است .وی تحصیلات ابتدایی و متوسطه خود را در گتوند و دزفول به پایان برد سپس به تهران آمد و دکترای خود را در رشته زبان و ادبیات فارسی از دانشگاه تهران در سال 1376اخذ کرد. وی فعالیت هنری خود را از حوزه اندیشه و هنر اسلامی در سال 1358 آغاز کرد .
ادامه مطلب
۱۴۴ نکته درباره محبت و دوستی
144 نكته در مورد محبت و دوستي كه يا برگرفته از احاديث اسلامي هستند و يا نتايجي تجربي، عقلي و علمي مي باشند و از سايت تبيان جمع آوري شده اند.
1. اگر مي خواهيد دوستتان بدارند، دوست بداريد و دوست داشتني هم باشيد.
2. ما نمي توانيم فقط براي خودمان زندگي كنيم ؛ هزاران رشته ما را به همنوعانمان پيوند مي دهد. به ياري همين رشته هاي حساس است كه اعمال ما منتقل مي شود وبه صورت واكنش به ما باز مي گردد.
3.در اين جهان نياز به دوست داشتن و ستايش شدن ، بيش از نياز به نان است .
4. دوست داشتن نيز نظير عبادت كردن، همچنان كه عمل است يك نيروي شفا دهنده و خلاّق نيز به شمار مي آيد.
ادامه مطلب

آه ای خالق متعال
پروردگار هستی
قلبم را باعشق وسپاس به پاس شادی امروز پُرمیکنم
امروزدعامی کنم که بابرخورداری از انرژی ربّانی ازخواب برخیزم
امروز دعا می کنم که دهنده وگیرنده عشق باشم
امروز دعا می کنم که دهنده وگیرنده مهر باشم
امروزدعا می کنم که دهنده وگیرنده خنده باشم
امروز دعامی کنم که دهنده وگیرنده نورباشم
آه ای خالق بی همتا ای هستی بخش عالم
به من کمک کن تاقلبم راهرچه بیشتر به یمن شادی امروز لبریز از عشق وسپاس کنم
به من کمک كن تا بتوانم به بندگانت مهر بورزم و آنها را دوست داشته باشم
آمّین




۶=۱+۲+۳
۲۸=۱+۲+۴+۷+۱۴
حالا یه سئوال می تونید ثابت کنید که یکان این عددها همیشه یا۸یا۶؟
ميها نَشونه اون ديم وارش دَهيته تيم تيم
وارش دَهيته هارش چَنده قَشِنگه وارش
زيراب مه سرزمينه وارش وِنِه شِئينه
زيراب، ته نوم ِ قربون سبزه، ته سر، ته سامون
شوشو، دَرِنه روجا داردار، دياره، کوه جا
داردارِسر، صدائه مه وِسته آشِنائه
نِي زَنده پيرِ گالش بِلبِل بِموئه خوندِش:
زيراب، ته نومِ قربون سبزه، ته سر، ته سامون
جِنگِل وِنِه حصاره شهرِ ميون، تِلاره
زيراب ره دارنه ديدِن مردم اگه بَموندِن
هرگز نشونه مه ياد زيراب ره کِمبي آباد
زيراب، ته نومِ قربون سبزه ،ته سر، ته سامون
با توجه به این که در فصل امتحانات هستیم و فصل برداشت محصول تلاش ۴ ماهه یادآوری چند نکته ضروری است که در زیر به طور خلاصه و تیتر وار می نویسم .
الف :وظایف خانواده ها :
- ایجاد بستر مناسب جهت مطالعه و یاد آوری و بازپروری مطالب درسی .
- ایجاد رژیم غذایی مناسب که شامل مواد قندی بیشتری نسبت به رژیم غذایی معمول باشد.
- کاهش دید و بازدید های خانوادگی و جایگزینی آن با تفریحات سالم مانند گردش های کوتاه یک یا چند ساعته در مکان های شاد مانند پارک ها و..... .
- آماده کردن دانش آموز برای امتحان با روحیه دادن به فرزند که این امر باعث کاهش استرس امتحانات می شود .
- بازپروری روحی فرزندان در صورتی که یکی از امتحانات را با نتیجه دلخواه نداده بودند .
- استفاده از ابزار تشویقی مناسب ومتناسب با سن داش آموز برای نتیجه بهتر به جای تهدید وایجاد استرس امتحانی .
ب:وظایف همکاران فرهنگی :
- موارد ۱و۳و۴و۵و۶ در بالا
- آشنایی دانش آموزان با سوالات نمونه امتحانی در قبل از امتحان .
- طرح سوال مناسب که خود شامل موارد زیر است .استفاده از انواع سوالات امتحانی (باز پاسخ وکوتاه پاسخ وجور کردنی و...............)
- سوالات امتحانی متناسب با آموخته های دانش آموزان باشد . متاسفانه بعضی از همکاران این شائبه را در ذهن دانش آموزان ایجا می کنند که هدف از برگزاری امتحان انتقام است و احساس می کنند هرچه سوال سخت تر باشد مناسب تر است که این کاملا اشتباه است .
- دادن یک سوال در سطح بالاتر جهت دانش آموزانی که تیز هوش هستند البته در این مورد نبایدزیاده روی شود .
ج :وظایف دانش آموزان :
- استفاده بهینه از زمان مطالعه
- استراحت کافی قبل از ورود به جلسه
- نت برداری از مطالب مهم درسی در روزهای قبل از امتحان و خواندن این مطالب در روز قبل از امتحان
- پرهیز از خوردن غذا های سنگین و پرچرب در قبل از امتحان و استفاده از مواد غذایی زود بازده و مفید مانند خرما و.............
- توکل به خدا که سرآمد همه امور است .
د:وظایف رسانه ها
- استفاده از برنامه های آموزشی جهت تقویت و یاد آوری مطالب درسی .
- ایجاد لحظات شاد در ساعات خاصی از شبانه روز با اعلام قبلی جهت ایجاد و تقویت روحیه .
ه: وظایف ما در اجتماع
- ما به عنوان یک شهروند وظیفه داریم در این ایام از خود گذشتگی بیشتری نسبت به دانش آموزان در استفاده از وسایل عمومی مانند وسایل نقلیه عمومی و....... داشته باشیم .
- به مصداق کلام زیبای استاد سخن " بنی آدم اعضای یکدیگرند "تمام دانش آموزان را فرزندان خود بدانیم و در برخوردهای اجتماعی در این ایام دقت بیشتری کنیم .
گفتگو با خدا !!!!!
خدا از من پرسيد: دوست داري با من مصاحبه كني؟ پاسخ دادم: اگر شما وقت داشته باشيد.
خدا لبخندي زد و پاسخ داد:
زمان من ابديت است... چه سؤالاتي در ذهن داري كه دوست داري از من بپرسي؟
من سؤال كردم: چه چيزي درآدمها شما را بيشتر متعجب ميكند؟
خدا جواب داد....
- اينكه از دوران كودكي خود خسته ميشوند و عجله دارند كه زودتر بزرگ شوند... و دوباره آرزوي اين را دارند كه روزي بچه شوند.
- اينكه سلامتي خود را به خاطر بدست آوردن پول از دست ميدهند و سپس پول خود را خرج ميكنند تا سلامتي از دست رفته را دوباره باز يابند.
- اينكه با نگراني به آينده فكر ميكنند و حال خود را فراموش ميكنند به گونهاي كه نه در حال و نه در آينده زندگي ميكنند.
- اينكه به گونهاي زندگي ميكنند كه گويي هرگز نخواهند مرد و به گونهاي مي ميرند كه گويي هرگز نزيستهاند.
دست خدا دست مرا در بر گرفت و مدتي به سكوت گذشت....
سپس من سؤال كردم:
به عنوان پرودگار، دوست داري كه بندگانت چه درسهايي در زندگي بياموزند؟
خدا پاسخ داد:
- اينكه ياد بگيرند نميتوانند كسي را وادار كنند تا بدانها عشق بورزد. تنها كاري كه ميتوانند انجام دهند اين است كه اجازه دهند خود مورد عشق ورزيدن واقع شوند.
- اينكه ياد بگيرند كه خوب نيست خودشان را با ديگران مقايسه كنند.
- اينكه بخشش را با تمرين بخشيدن ياد بگيرند.
- اينكه رنجش خاطر عزيزانشان تنها چند لحظه زمان ميبرد ولي ممكن است ساليان سال زمان لازم باشد تا اين زخمها التيام يابند.
- اينكه ياد بگيرند كه فرد غني كسي نيست كه بيشترينها را دارد بلكه كسي است كه نيازمند كمترين ها است.
- اينكه ياد بگيرند كساني هستند كه آنها را مشتاقانه دوست دارند اما هنوز نميدانند كه چگونه احساساتشان را بيان كنند يا نشان دهند.
- اينكه ياد بگيرند دو نفر ميتوانند به يك چيز نگاه كنند و آن را متفاوت ببينند.
- اينكه ياد بگيرند كافي نيست همديگر را ببخشند بلكه بايد خود را نيز ببخشند.
باافتادگي خطاب به خدا گفتم: از وقتي كه به من داديد سپاسگذارم.
و افزودم: چيز ديگري هم هست كه دوست داشته باشيد آنها بدانند؟
خدا لبخندي زد و گفت...
فقط اينكه بدانند من اينجا هستم.... هميشه.
|
چرا ریاضی می خوانیم ؟ |
|
|
فكر ميكنم با اوضاع و احوال كنوني كه هر محاسبهاي از هر قسم و هر نوع با زدن يك دكمه توسط نرمافزارهاي متنوع انجام ميشود صحبت از اينكه خواندن رياضيات از ملزومات زندگي روزمره است كمي سادهانگارانه باشد. ديگر آن زمان كه لازم بود بسياري چيزها ياد بگيريم تا بتوانيم منحني يك تابع را رسم كنيم گذشته است. امروزه اين كار حتي از عهدهي سادهترين ماشينحسابها نيز برميآيد. ديگر آن روزها كه به بچهها ميگفتيم كه حتي اگر وارد كار تجارت نيز بشويد باز براي رسيدگي به حساب و كتابهايتان بايد رياضيات بدانيد سپري شده است. تمام اين كارها توسط نرمافزارهايي كه بهسادگي در دسترس همگان است انجام ميشود. پس، راستي چرا رياضيات ميخوانيم؟ به نظر من اين سؤال وقتي قابل بحث و بررسي است كه نگاهي كمي كليتر به برنامهي آموزش عمومي داشته باشيم. از رياضيات كه بگذريم راستي، اصلاً چرا فيزيك يا شيمي يا ادبيات . . . ميخوانيم؟ هدف آموزش عمومي چيست؟ شما در اين مورد چه فكر ميكنيد؟ آنچه ميبينيد نظر من است. شما هم اگر نظري داريد منتظريم: هدف اساسي و اصلي آموزش عمومي (اگرچه در كشور ما گم شده است) آموختن شيوهي تفكر و استدلال به دانشآموزان است. اگر به اين هدف توجه كنيم بقيهي كارها بسيار ساده است. فكر ميكنم موافقيد كه نميتوانيم بچهها را سر كلاس بنشانيم و بگوييم: «خُب، قرار است كه فكر كنيم و فكر كردن را ياد بگيريم» فكر كردن نياز به ابزار و بهانه دارد. حال گسترهي اين ابزارها و بهانهها ميتواند بسيار وسيع باشد. ممكن است فكر كنيم كه حالا كه قرار است فكر كردن را تجربه كنيم و استدلال و تحليلكردن را ياد بگيريم، بهترين ابزار چيزي مثل فلسفه يا منطق است. اما خُب، دقت كنيد كه اصلاً نميشود با يك كودك يا نوجوان در مورد فلسفه و چيزهايي مثل وحدت وجود يا كثرت وجود يا پديدارشناسي و هرمنوتيك و . . . حرف زد. رياضيات، فيزيك، شيمي، ادبيات و . . . همگي ابزارهايي هستند كه اين بهانهها را فراهم ميكنند و در عين حال زمينهساز پديدآمدن يك ذهن آماده براي ورود به رشتههاي مختلف دانشگاهي هستند. شايد اين چيزها را (باز هم مثل خيلي چيزهاي ديگر) فرنگيها بسيار بهتر و كاملتر از ما فهميدهاند. چندي پيش يك كتاب پيشنياز جبر را كه براي دوره كالج نوشته شده بود بررسي ميكردم. آنچه ديدم خيلي ساده بود: مطالب آن كتاب در سطح سال سوم راهنمايي و حداكثر اول دبيرستان كشور ماست. راستش را بخواهيد بچههاي ما در دورهي دبيرستان (سه سال آموزش متوسطه و يك سال پيشدانشگاهي) تقريباً تا سطح درسهاي سال دوم دورهي دانشگاههاي كشورهاي خارج را ميخوانند. اما در كمال تعجب ما در هيچكدام از رشتههاي علوم محض (رياضي، فيزيك، شيمي و . . .) نظريهپرداز و محقق نداريم. ما فكر ميكنيم هر چهقدر بيشتر بخوانيم و هرچه بتوانيم مسائل بيشتري حل كنيم حتماً موفقتريم. چندي پيش يكي از كساني كه ميشناختم با تعجب تعريف ميكرد كه فلان استاد دانشگاه شريف بلد نبود يك انتگرال ساده را محاسبه كند و وقتي اين را تعريف ميكرد بسيار حيرتزده بود كه چهطور چنين چيزي ممكن است. آنچه او توجه نكرده بود اين بود كه محاسبهي يك انتگرال چندان مهم نيست. آنچه لازم است قوهي تحليل و تفكر است. متأسفانه با نظام فعلي آموزش و پرورش و بدتر از آن با شيوهي كنوني پذيرش دانشجو (كنكور سراسري و دانشگاه آزاد)، تقريباً پرونده هرچه تفكر و تعقل و تحليل بسته است و تنها نكتهي مهم براي دانشآموزان و معلمان كسب درصدهاي بيشتر در اين مسابقه است. خُب، شايد با اين حرفها برسيم به يك نقطهي كور، آموزش دانشآموزان كه به عهدهي وزرات آموزش و پرورش است و پذيرش آنها هم با سازمان سنجش، پس براي ما چه ميماند. باز هم همان بحث جهان سومي بودن و . . . اما قضيه، سادهتر از اين حرفها است. شايد شما با دانشآموزي سر و كار داريد كه در حال درس خواندن است، بچههاي خودتان، برادرتان، خواهرتان، برادرزاده، خواهرزاده، همسايه و يا . . . خُب، حالا چهكار ميتوانيد بكنيد؟ بگذاريد يك سؤال ساده بپرسيم. دانشآموزي كه در دبستان درس ميخواند و به او گفتهاند كه محيط دايره برابر آيا ميگوييد: «خُب، رياضيدانها قبلاً بررسي كردهاند كه محيط دايره تقريباً برابر حاصلضرب عدد پي در قطر آن است» اگر اين جواب را بدهيد و من آن دانشآموز باشم نتيجه ميگيرم كه شما داريد حاشيه ميرويد و خودتان هم جواب را نميدانيد. چه راهي براي توضيح اين مطلب سراغ داريد؟ مثالي كه زدم چندان اهميت ندارد (راستي جوابش را ميدانيد؟!) مهم آن است كه در ذهن يك دانشآموز هميشه يك «چرا؟» زنگ بزند. هرچه كه ميخواند يا ميشنود فوري فكر كند «چرا؟» (اگرچه باز هم در كشور ما خيلي از اين چراها جواب ندارد!) هدف از خواندن رياضيات همين است. يعني هدف اصلاش همين است و بقيهي چيزها يعني مهارت در محاسبات و يادگرفتن حد و مشتق و انتگرال و از اين جور چيزها همه فرعياند. باور نميكنيد يك نفر را كه رياضيات را اينجوري ياد گرفته باشد بياوريد تا من هرچه را كه ميخواهيد يادش بدهم. (خيلي حرف بزرگي بود، نه؟!) اگر با خواندن اين سطرها كمي احساس افسوس و حسرت داريد كه اي واي پس چرا ما اينطوري نبوديم و نخوانديم و يا چرا با ما اينجوري رفتار نكردند، اصلاً اشكالي ندارد چون يكي آنكه از الآن به بعد هم دير نشده است، لازم نيست رياضيات بخوانيد فقط كمي بيشتر بگرديد و كنجكاو باشيد و فكر كنيد، كمي هم بيشتر بپرسيد چرا؟ و دوم و مهمتر از اولي آنكه به كودكان و نوجوانان دور و برتان توجه كنيد، هرچه ميتوانيد بكنيد تا در آنها يك روحيهي پرسشگر ايجاد كنيد. دو تا سؤال سادهي ديگر هم ميكنم و بعد خداحافظ: سؤال اول: اگر از شما بپرسند جمع و ضرب چه ربطي به هم دارند چه ميگوييد؟ تفريق و تقسيم چهطور؟ سؤال دوم: فرض كنيم رابطهي محاسبهي محيط دايره را بلديم: فقط در کار نیک موفق باشید دبیر رحمتی | |
شورای شهر
چهار سال پیش شاعر پیش کسوت شهر ما زیراب آقای ذبیح الله ذبیحی نامزد شورای شهر شد اما رأی لازم را کسب نکرد این شعر را برای تسلای او سرودم .
شاعري[1] از شهرِ زيبا گفت
ازشکوهِ صبحِ فرداگفت
شهر را يک شهرِ آبي خواست
کوچه ها را آفتابي خواست
من نمي گويم که او بد گفت
از نود ناگفته ،از صدگفت
شهرِ ما هرچند زيبا نيست
دردِ ما اي دوست اينها نيست
اين که »من« ها» ما « نشد درد است
قطره ها دريا نشد درد است
اين که در پاييز آباديم
برگ هايي در کف باديم
اين که در ديروزها مانديم
اين که از امروز وامانديم
اين که قول و فعلِ ما ماضي ست
ماضي از آينده ناراضي ست
اين که جنگِ دودمان برپاست
طايفه معيار خوبي هاست
شهر را يک روستا ديدن
اين »کلا« و آن »کلا« ديدن
خواجه و قادي کلا خواندن
سرخ و آبي را جدا خواندن
در تعصب، جاهليّت ها
از حميّت ها، حمايت ها
صلح را در جنگ دانستن
نور را نيرنگ دانستن
دستِ خود را نردبان ديدن
سقفِ خود را آسمان ديدن
فکر را خوار شکم کردن
طعنِ اصحاب قلم کردن
رأي را داد و ستد کردن
عقل را زيرِ نمد کردن
نانِ اهلِ علم را خوردن
بارِ اهلِ مال را بردن
مار را محرم گرفتن ها
خار را مريم گرفتن ها
خشت را آيينه ناميدن
سنگ را زرينه ناميدن
زر پرستان را خدا ديدن
پاک بازان را گدا ديدن
زورگو را پهلوان کردن
گرگ را ناحق ،شبان کردن
شير بودن: شيرِ بر پرچم
دست بوسِ بادها هردم
باهمه يارِ زبان بودن
در دل اما خصمِ جان بودن
آري آري دردِ ما اين است
اي برادر، شهر چرکين است
دردِ شهرِما، تراکم نيست
جاده و پل، دردِ مردم نيست
دردِ شهرِما جدايي هاست
خشکسالِ هم صدايي هاست
از من و تو، عقل اگر ما ساخت
مي توان يک شهر زيبا ساخت
شهرِما يک مرد مي خواهد
آشنايِ درد مي خواهد
شهرمن، آن مرد را بشناس
آشنايِ درد را بشناس
آشنايِ درد، يکرنگ است
با ريا، همواره در جنگ است
آشناي درد، بي زور است
زر ندارد هيچ و معذور است
اين چنين بوده ست تا بوده ست
»بي زرِِ بي زور « نابوداست
اميرحسين بهمنی
[1] - مي توان یک شهر آ بي داشت
کوچه هایي آفتابي داشت
تابه کي افسوس و اما داشت
می توان يک شهر زيبا داشت )ذبیح الله ذبیحی(
فصل اول
1 – داده را تعریف کنید ؟ ص 8
2 – اطلاعات چیست؟ ص 8
3 –پردازش را تعریف کنید؟ ص9
4- انواع رایانه را بگوئید ؟ ص 12
5 – انواع زیر رایانه ها را نام ببرید ودرباره ی هر کدام توضیح مختصری دهید ؟ ص13 و14
6 – رایانه های قابل حمل به چند دسته تقسیم می شوند ،نام برده وتوضیح مختصر دهید . ص14
فصل دوم
1 – قسمتهای مختلف یک سیستم اطلاعاتی را نام ببرید؟ص 17
2 – سیستم چیست؟ ص 19
3 – سیستم اطلاعاتی را تعریف کنید ؟ص20
4 – رویه را تعریف کنید؟ ص 22
5 – مستندسازی را تعریف کنیدوبه چند نوع است ؟ص22
6 – نحوه ی ذخیره سازی در حافظه کامپیوتر به چه صورت است ؟ص 23
7 – سخت افزار را تعریف کنید وبه چند دسته تقسیم می شود ؟ وهر کدام را به اختصار توضیح دهید ؟ ص 24
8 – نرم افزار را تعریف کنید وبه چند دسته تقسیم می شود ؟ص 26
فصل سوم
1 – اصطلاحات زیر را تعریف کنید ؟ ص 32
ارتباطات – تبادل اطلاعات
2- مثال هایی از کاربرد های ارتباطات را نام ببرید؟ ص 32
3- ویدئو کنفرانس چیست ؟ ص34
4- عوامل وملزومات ارتباطات را بنویسید ودرمورد هریک توضیح مختصری دهید ؟ص36 و40
5 – مودم را تعریف کنید ؟ ص36
6- کانال های ارتباطی چیست ؟ و پنچ فناوری کانال های ارتباطی رانام ببرید ؟ ص36
7 – عوامل موثر در انتقال اطلاعات را نام ببرید؟ ص 39 و 40
8 – منظور از bps چیست ؟ بامثال ص 39
9 – شیوه ارسال داده ها به چند صورت است؟ توضیح دهید . ص 39
10- منظور از شبکه های رایانه ای چیست ؟ ص 41
11 – انواع پیکر بندی شبکه ها نام برده ونمودار هر یک را رسم کنید ؟ص 42 و43
12 – انواع شبکه ها را از نظر وسعت جغرافیایی نام برده ودر مورد هریک توضیح دهید. ص44
فصل چهارم:
1- اینترنت را تعریف: ص51
2- کاربردهای اینترنت را نام ببرید: ص51
3- روش های دست یابی به اینترنت رانام ببرید: ص52
4- مهمترین سرویسهای اینترنت را نام ببرید: ص53
5- DNS چیست و قسمتهای مختلف آن رانام ببرید: ص53
6- منظور از گروههای خبری چیست؟ با مثال، ص54
7- منظور از تل نت چیست؟ ص54
8- یک سرویس دهنده ی انتقال فایل را نام ببرید: ص55
9- تفاوت بین اینترنت و صفحات وب رابنویسید:ص55
10-HTML چیست؟
11- مرور گروپ چیست ؟ص 56
12 – دو ابزار جستجو را نام ببرید ؟ ص 57
13 – اندیس را تعریف کنید ؟ ص57
14 – موتور جست وجو را تعریف کنید ؟ص 58
15 – اینترانت چیست ؟ ص 58
16 – اکسترانت چیست؟ ص59
17-دیوار آتش چیست؟ ص59
فصل پنجم
1-دو ابزار کاربرد رایانه در صنعت را نام برده و در مورد هریک توضیح دهید: ص65
2-تعریف اتوماسیون چیست؟ ص65
3-نشر رومیزی چیست؟ ص66
4-برنامه چند رسانه ای چیست؟با مثال، ص67
5-قوانینی که سازمانها برای حفظ حریم اطلاعاتی افراد موظف به اجرای آنها هستند کدام است؟ ص71
6-منظور از امنیت رایانه ای چیست؟ ص71
7-ارگونومیکس چیست؟ ص73
فصل ششم
1-واحد پردازنده ی مرکزی را توضیح دهید: و دو قسمت اصلی آن را نام ببرید: ص80
2-قسمتهای واحد پردازنه ی مرکزی را نام برده و مختصراً توضیح دهید: ص81
3-واحد اندازه گیری سرعتCPU چیست؟ ص81
4-انواع حافظه کامپیوتر را نام برده و در مورد هریک توضیح مختصری بنویسید؟ ص82
5-منظور از کارتهای توسعه چیست؟ مثال بزنید: ص83
6-منظور از گذرگاه چیست؟ ص85
7-منظور از درگاه چیست؟ انواع آن را نام برده و مثال بزنید: ص 85 و86
فصل هفتم
1-وسایل ورودی و خروجی به چند دسته تقسیم می شود؟ مثال بزنید: جدول ص90
2-کاربرد رسام چیست؟ ص97
فصل هشتم
1-در مورد دیسک های مغناطیسی توضیح دهید: ص102
2-انواع دیسک های مغناطیسی را نام برده و در مورد هریک توضیح دهید: ص102 و 103
3-در مورد تکنولوژی به کار رفته در دیسک های نوری توضیح دهید: ص104
4-در مورد نوار مغناطیسی توضیح دهید: ص105
فصل نهم
1-انواع برنامه های راه انداز سیستم را نام ببرید: ص111
2-وظایف مهم سیستم عامل را نام ببرید و در مورد هریک توضیح دهید: ص112 و 113
3-واسط دستوری و واسط گرافیکی چیست؟ ص113و114
4-انواع مترجم های زبان برنامه نویسی را نام برده و توضیح دهید: ص116
………………………………………………………………………
فصل دهم
………………………………………………………………………
فصل یازدهم
1-فرایند شش مرحله ای حل مسأله(برنامه نویسی) را بنویسید. ص135
2-نکاتی که در تعریف مسأله توجه به آنها ضروری است را نام ببرید(4مورد) ص136
3-روش حل مسأله(الگوریتم) را تعریف کنید: ص137
4-روش های الگوریتم نویسی را نام ببرید: ص137
5-منظور از طراحی بالا به پایین چیست؟ ص137
6-منظور از روش شبه کد چیست؟ ص138
فصل دوازدهم
1-چهار ویژگی زبان برنامه نویسی QBASIC را نام ببرید؟ ص154
به نام او که عالم را بر اساس « حساب » و « هندسه » آفرید . آری به نام او که همه چیز دنیا را بر اساس حساب استوار کرد و بر پایه هندسه نظم بخشید .
دوست خوبم سلام !
امیداورم روزهای زندگی ات سرشار از تلاشهای مثبت و منطق بر خط راست در جهت رسیدن به خدای یگانه باشد .
دوست خوبم !
جریان اندیشه های زلال سرزمین فکر ما را آبیاری و سر سبز می کند ، پس چه نیک است سر گذرگاه جریان اندیشه های خویش بنشینیم و از زاویه بالا آن را تماشا کنیم اگر دو ضلع زندگی« امید » و« عمل » باشد زاویه زندگی به لطف خدا همواره « منفرجه » است .
بدان که« امید » را باید به منزله مرکزی دانست که کلیه امور بشری مانند دایره پیرامون آن می چرخد و« عمل » همان تلاش های مثبت اوست که او را به مقصد می رساند .
دوست خوبم !
اگر« حساب عمرمان » را داشته باشیم « آدم حسابی » می شویم . بنابراین از حساب امور زند گی خود غافل نشویم چرا که ذات حق دائم به کار حساب مشغول است .
دوست خوبم !
اگر چه منطق ضامن سلامت کار یک ریاضیدان است ولی منبع تغذیه او نیست نان روزانه او را مسائل مهمتر ، که موجب پیشرفت او می شوند تامین می کند .
دوست خوبم !
چه زیباست دررفتار با دیگران خوبی ها را جمع کنیم ، بدی ها را تفریق نماییم ، شادی ها را ضرب نماییم ، غم ها را تقسیم نموده ، از نفرت ها جذر بگیریم و محبت ها را به توان برسانیم .
هندسه شخصیت خود را با خطوطی منظم و راست ترسیم کنیم و فراموش نکنیم که یک انسان مسئول باید زندگی فردی اش را بر دو اصل منفی استوار کند تا زندگی اجتماعی و اقتصادی اش همواره براساس اصل مثبتی پایدار بماند : اول آنکه بیش از نیاز نخواسته باشد تا برای کسب آن خود را به خفت بیندازد دوم آنکه بیش از نیاز نداشته باشد تا برای حفظ آن در هراس بیافتد .
دوست خوبم !
در زندگی خودآزادگی پیشه کن و فراموش نکن ؛آنانکه دل به « عرض » یک صندلی بسته اند در« طول » زندگی اسیر بوده اند .
دوست خوبم !
در انتخاب دوستان و همنشینا نت دقت کن و همیشه آنان را از میان دانایان و خردمندان برگزین زیرا خردمند با خردمند سازگار است اما نادان نه با دانا سازگار است نه با نادان دیگر چونانکه خط راست بر خط راست دیگر منطبق می شود اما خط ناراست نه بر ناراست دیگر منطبق می شود نه بر راست .
دوست خوبم !
با معادله زیبای زندگی سعی بر آن داشته باش که جدولی مصفا و رسمی دل آرا در حل مختصاتx وy ها شیبی به سوی کمال بی نهایت کشیده گردد تا به مراد خود برسی .
چون هرم بلند همت و چون مخروط عالی نهمت باشيد .
نور حق و شعاع پرتو جمال محمد «ص» در کانون قلبتان همرس باد .
سلام
سلامی چو بوی خوش آشنایی
وبلاگی را که در پیش روی دارید، مربوط به دبیرستان و پیش دانشگاهی الزهرا زیراب از شهرستان سوادکوه استان مازندران است. خواستیم با ایجاد این ویلاگ اولا در شهرستان جزو اولین مدارسی باشیم که اینکار را کرده است و ثانیا جهت ایجاد ارتباط علمی و تبادل نظر و ارائه اطلاعات بین همکاران و دانش آموزان بر آن شدیم تا با ایجاد این وبلاگ گامی در توسعه طرح ict در سطح مدارس شهرستان برداریم.
امید است با ارائه نظرات خود ما را در این راه مشوق باشید.
آدرس پست الکترونیکی آموزشگاه: alzahrazirab@yahoo.com
دبیرستان و پیش دانشگاهی الزهرا زیراب